خرید بک لینک
همیشه خودم رو در رویاهام یک فرد زیبا، خوش اندام و پولدر تصور می کنم که همه دوستش دارند

همه اینا خیلی برای مهمه خیلی

ولی یه چیزی خیلی خیلی خیلی برام مهمه اینه که خدا ازم راضی باشه، خدا خودش آخر و عاقبتم را به خیر کنه

برچسب: یا رب نظر تو برنگردد,یا رب نظری کن,یا رب نظری, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 0:16

هوا خیلی عالیه

خیلی قشنگه این هوا

خدایا شکرت

دیروز به مناسبت تولدم با دوستم بیرون رفتیم. کتاب هنر شفاف اندیشیدن را هدیه گرفتم.

و خوشحالم

برچسب: خدا جونم شکرت,خدا جون شکرت,خدا جونم شكرت, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 0:16

توی مترو نشسته بودم، به طور اتفاقی گوش سپردم به مکالمه دو نفر از این فروشنده های مترو، اولی لواشک می فروخت، که در این بین یه ظرف پر از لواشک های تکه شده به منم تعارف کرد.... (که برنداشتم و لبخند زدم و زیر لب گفتم مرسی) دومی خط چشم و مداد لب و این چیزا می فروخت... دومی از لواشک های اولی خورد و پرسید فروشت خوبه؟ اولی: .... (لبخند ملیحی زد) دومی: مال من که خوابیده، صبح خیلی خوب بود . اولی: خدا رو شکر، خدا همون اول صبح روزیت رو داده .... .... اینقدر خوشم اومد، از این حرف اولی، خدا واقعا روزی رسونه و خودش هوامونو داره ... از بزرگی پرسیدند: راز این امیدواری و آرامشی که در وجودت داری چیست؟ گفت: بعد از سالها مطالعه و تجربه، تصمیم گرفتم زندگی خود را بر پنج اصل بنا کنم: دانستم رزق مرا دیگری نمی خورد، پس آرام شدم دانستم خدا مرا می بیند پس حیا کردم دانستم کار مرا دیگری انجام نمی دهد، پس تلاش کردم دانستم پایان کارم مرگ است، پس مهیا شدم دانستم که نیکی و بدی گم نمی شود و سرانجام به سوی من باز می گردد، پس بر خوبی ها افزودم و از بدی ها کم کردم و هر روز این پنج اصل را به خود یادآوری می کنم

برچسب: تصویر امروز تولدمه,تصویر امروز ماه,تصویر امروز گوگل, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 0:16

امروز از راه که رسیدم خونه یک راست رفتم حمام...

بچه کوچکی که تا 20 روز دیگه تازه میشه دوسالش هم مشتاقانه خودش را به من رسوند تا با هم آب بازی کنیم...

اوج لذتی که آدم به عنوان اشرف مخلوقات می تونه داشته باشه اینه که دل یه بچه را به دست بیاری

با دستای کوچولوش سفت به من چسبیده بود، دمای آب را تست می کردم که خوب باشه و یخ نکنه

تصویر امروز دستای کوچولوی یه بچه کوچولوئه که تا بیست روز دیگه تازه میشه دو سالش

برچسب: نویسنده: نوید جلالی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 0:15

یادمه کودک تر که بودم، گاهی میشستم پای بساط مامان جونم مامان جونم خیلی مجسمه های قشنگی داشتند یه مجسمه شکل اسب داشتند که مثل تیله از شیشه و رنگ درست شده بود، خیلی باشکوه بود، نمی دونم الانم که ببینم اینقدر در نظرم عالی باشه یا نه، ولی آن دوران آرزو بود که یکی شو داشته باشم چند تا مجسمه داشتند که مثل سربازوطن بودند، اونا هم قشنگ بودند یه عالمه هم مجسمه به شکل دختران ژاپنی داشتند که الان یکیش در طبقه میز تحریر منه در این بین سه تا مجسمه خیلی خیلی قشنگ بودند، عالی و بی نظیر و بی همتا با این حال دور گردنشان یه چیز زمخت قهوه ای بود، گردنبند نبود چسبی بود که برای چسباندن سر مجسمه به تنش زده بودند بی سلیقه نبودند ها امکاناتشان در این حد بود لابد مجسمه از دست بچه ای افتاده یا موقع جابه جایی شکسته و دلشان نیامده دور بیندازند و چسب کاری کردند حیفشان آمده ولی خوب مجسمه ها مثل اول نشدند یه چیز بی قواره از آب درآمدند و هرچقدر تلاش می کنی وجه زیبایی آنها را در نظر بگیری، ناخوادآگاه چشم آدم به اون قهوه ای دور گردن میفته مثل دل شکسته آی امان از دل شکسته که نمی دونم چرا هر کاری کنی مثل اولش نمیشه...

برچسب: تا توانی دلی بدست آور,تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد,تا توانی دلی بدست آور از کیست, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 0:15

نمی دونم چرا اینقدر خوشحالم که شب یلدا داره میاد

اینقدر خوشحال که سر از پا نمی شناسم

اینقدر خوشحال رفتم چندین مدل انار دیدم توی دیجی کالا و داشتم می خریدم تا به همه یه انار بدم

به هر حال همین که خوشحالم خوبه دیگه

دلیل نمی خواد که :)

ایشالا همیشه همه از دل و جون شاد و خوشحال باشن

برچسب: نویسنده: نوید جلالی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 0:15

خودم خیلی خوبم واقعا

قدر خودم را خیلی بیشتر باید بدونم

خیلی باهوشم

حس ششم قوی دارم

می فهمم

هم شرایط رو هم آدمارو

درکم بالاست

و این خیلی خوبه

عالیه که هستم و عالیه که خدا اینهمه توانایی به من داده

مرسی خداجون

مرسی که ذره ای از وجود خودت را در نهان من قرار دادی

دوستت دارم خدا جون خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی زیاد

برچسب: نویسنده: نوید جلالی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 0:14

صفحه بندی